عدم استحقاق سرقفلی مستأجر بدلیل تغییر شغل

عدم استحقاق سرقفلی مستأجر بدلیل تغییر شغل

رای بدوی

در خصوص دادخواست خواهان‌ها ،آقایان ۱ـم. و ۲ـع.د. فرزندان ر. با وکالت آقای ع.ج. به طرفیت آقایان س.ط. و ج.ی. خوانده ردیف دوم با وکالت آقای ه.الف. به خواسته صدور حکم به محکومیت خواندگان به پرداخت مبلغ سرقفلی (حق سرقفلی) به نرخ عادله روز با جلب نظر کارشناس و نیز محکومیت ایشان به پرداخت خسارات دادرسی، هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل با این توضیح که خواهان‌ها که مستأجرین مع‌الواسطه ملک پلاک ثبتی ۳۶۴۶/۲۴۲۶ بوده‌اند پس از آنکه مرتکب تخلف قانونی و انتقال مورد اجاره به غیر شده‌اند به موجب درخواست مالک (خوانده ردیف دوم) محکوم به تخلیه می‌گردند و بابت حق کسب و پیشه مبلغی دریافت نداشته‌اند، حالیه خواهان‌ها ادعا دارند با توجه به اینکه در خصوص ملک مذکور حق سرقفلی پرداخته‌اند حق خود را مطالبه نموده‌اند، نظر به اینکه هر چند میان حق کسب و پیشه و حق سرقفلی تفاوت ماهوی وجود دارد (و به طور خلاصه حق کسب و پیشه ناشی از تلاش مستأجر در کسب و کار و نتیجتاً وقوع یک نحوه رونق تجاری در محل عین مستأجره است، حال آنکه حق سرقفلی آن چیزی است که مستأجر در قبال پرداخت وجه بخشی از حقوق مالکانه موجر را به اختیار می‌گیرد) لکن در خصوص اینکه رویه قضایی به صورت شفاف برای مستأجرین دو حق کسب و پیشه جدا و سرقفلی جدا محاسبه کند وجود ندارد لکن معمولاً نظر کارشناسان که در صورت وجود حق سرقفلی مبلغ فوق‌العاده بالاتری را در نظر می‌گیرند مورد تأیید می‌باشد بر این اساس دادگاه با این بیان که اولاًـ حق کسب و پیشه ناشی از مقدار توفیق کاسب در محل می‌باشد و سرقفلی حق است که با پرداخت وجه کسب شده و حکم قاطعی بر اینکه تخلف مستأجر وفق ماده ۱۴ قانون روابط و مستأجر سال ۱۳۵۶ حق سرقفلی را ضایع می‌نماید وجود ندارد و ثانیاًـ با توجه به بخش دیگری از دفاعیات وکیل خوانده ردیف دوم که اظهار نموده موکلش (که حالیه به عنوان مالک ملک را در اختیار دارد) هنگام اجاره ملک وجهی بابت سرقفلی دریافت نکرده در حالی‌‌که بر اساس محتویات پرونده اجرایی به شماره ۸۶/۱۲۳۶ج اجرای احکام مدنی مجتمع قضایی بعثت تهران در قبال مبلغی که متعاقبا کارشناس میزان آن را چهار صد میلیون ریال تعیین می‌نماید به مستأجر وقت (خوانده ردیف اول) اجازه انتقال مورد اجاره به غیر را می‌دهد که بر اساس محتویات پرونده مذکور مبلغ مذکور از سوی خوانده ردیف اول پرداخت گردیده، لذا دریافت این وجه مفهوم دیگری به جز سرقفلی نمی‌تواند داشته باشد. ثالثاًـ خوانده ردیف اول نیز به موجب سند شماره ۳۱۲۱۵ دفترخانه شماره ۱۹۷ مورخ ۲۱/۵/۸۷ حقوق متعلقه از جمله حق سرقفلی را در حق خواهان‌ها صلح می‌نماید، بر این اساس اگر قائل باشیم خواهان‌ها مستحق باز پس گرفتن حق پرداخت شده نیستند در حالی‌که مالک علاوه بر دریافت مال‌الاجاره مقرره و نیز باز پس گیری ملک خویش به لحاظ تخلف مستأجر مبلغ چهارصد میلیون ریال نیز در سال ۸۲ به موجب گزارش اصلاحی شعبه ۱۸۳ دریافت داشته باشد منطبق بر انصاف نمی‌باشد بر این اساس دادگاه با استناد به مواد ۱۹۸ و ۵۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی و نیز مواد ۱۰ و ۱۲۵۷ قانون مدنی و با توجه به نظریه کارشناس که علی‌رغم اعتراض وکیل خوانده ردیف دوم به لحاظ اینکه اعتراض معموله ناشی از اعتقاد به عدم استحقاق خواهان‌ها می‌باشد که مؤثر در مقام نیست خواسته خواهان‌ها را وارد دانسته و خوانده ردیف دوم آقای ج.ی. را به پرداخت مبلغ دویست میلیون تومان بابت حق سرقفلی در حق خواهان‌ها و نیز هر دو خوانده را مشترکا به پرداخت مبلغ یک میلیون و بیست و پنج هزار ریال بابت هزینه دادرسی و حق‌الوکاله وکیل خواهان‌ها بر اساس تعرفه در حق خواهان‌ها محکوم می‌نماید. رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.
رئیس شعبه ۱۸۸ دادگاه عمومی حقوقی تهران

 

رای دادگاه تجدید نظر

در خصوص تجدیدنظرخواهی ج.ی. با وکالت ه.الف. به طرفیت ۱ـم. و ۲ـع.د. نسبت به دادنامه شماره ۸۶۵ موررخه ۱۷/۱۱/۹۰ صادره از شعبه ۱۸۸ دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر اساس آن حکم بر محکومیت تجدیدنظرخواه به پرداخت مبلغ دویست میلیون تومان بابت حق سرقفلی در حق تجدیدنظرخواندگان به انضمام خسارات دادرسی صادر و اعلام گردیده است، دادگاه با توجه به اینکه قبلاً شعبه ۱۸۸ محاکم عمومی حقوقی تهران طی دادنامه ۲۴۷ مورخ ۱۳/۵/۸۹ حکم بر محکومیت تجدیدنظرخواندگان به تخلیه یک باب مغازه مورد نظر به علت تغییر شغل صادر نموده و مراتب در شعبه دهم محاکم تجدیدنظر استان تهران به تأیید قطعی رسیده است و با لحاظ اینکه قانونگذار در قانون روابط موجر و مستأجر مصوب سال ۱۳۵۶ حقی به عنوان سرقفلی در مورد تخلیه به لحاظ تغییر شغل برای مستأجر منظور نکرده است و با لحاظ نظریه شماره ۴۴۵۹/۷ مورخ ۶/۵/۸۴ اداره حقوقی قوه قضاییه دادنامه معترض‌عنه مخدوش تشخیص و مستنداً به ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه موصوف حکم بر بی‌حقی خواهان‌های بدوی صادر و اعلام می‌نماید. این رأی قطعی است .
مستشاران شعبه ۱ دادگاه تجدیدنظر استان تهران

 

 

چکیده:

چنانچه مستأجر به دلایل مذکور در ماده ۱۴ قانون روابط مستأجر ۱۳۵۶ محکوم به تخلیه بدون حق کسب و پیشه شود (مشخصاً تغییر شغل)، حقی نسبت به دریافت حق سرقفلی ندارد، علی‌رغم آنکه قبلاً مبلغی بابت سرقفلی به موجر پرداخته باشد.